افغانستان: زنی که تا ابد مدیون غریبه ای است که به مادرش کمک کرد تا پس از تجمع احساسی در بریتانیا از کابل فرار کند | اخبار انگلستان

فربه حافظی دیشب نمی توانست بخوابد ، او از دیدن دوباره مادر 79 ساله اش ، لیلوما ، بسیار هیجان زده بود.

فربه به سمت مادرش دوید در حالی که لیلوما در خارج از هتل منتظر ماند و 10 روز پس از بازگشت از آنجا قرنطینه شده است. پذیرش – پذیرفته شدنبه

در آغوش گرفتن ، هر دو زن هق هق کردند و صورت یکدیگر را بوسیدند. سپس ، لیلوما بیهوش شد.

آخرین اخبار افغانستان – به روز رسانی زنده را دنبال کنید

لیلوما پس از آنکه موفق شد کابل را ترک کند ، با دخترش فربه حافظی متحد شد
تصویر:
لیلوما پس از آنکه موفق شد کابل را ترک کند ، با دخترش فربه حافظی متحد شد

“من فکر می کنم این احساسات دیدن من بود. احساس آرامش و خوشبختی ، همه چیز فقط با هم ادغام شد و او غرق شد.”

هر دو به مدت 21 سال در انگلستان زندگی کرده اند. خانواده از انگلستان به انگلستان نقل مکان کردند افغانستان بعد از اینکه پدر فربه از طرف طالبان تهدید شد و در کاونتری مستقر شد.

در ماه جولای ، لیلوما برای تشییع جنازه خانوادگی به کابل سفر کرد. با پیشرفت طالبان ، او می دانست که باید بیرون برود. پروازهای وی مدام لغو می شد ، اما او مصمم به فرار بود.

وقتی لیلوما تقریباً دو هفته پیش وارد فرودگاه کابل شد ، شاهد هرج و مرج مطلق بود.

زمین خورد و بیهوش شد. خواهرزاده اش که در افغانستان زندگی می کند ، او را در میان جمعیت حمل کرد.

در حالی که لیالوما و فربه هر دو زن را در آغوش گرفتند هق هق کردند و صورت یکدیگر را بوسیدند.  سپس لیلوما بیهوش شد.
تصویر:
با در آغوش گرفتن لیلوما و فربه ، هر دو زن هق هق کردند و صورت یکدیگر را بوسیدند

فربه می گوید: “او راه خود را از میان جمعیت عبور داد و سعی کرد تا آنجا که می تواند به مانع برسد ، صدمه دیده و کنار گذاشته شود.”

“او تمام خطرات را پشت سر گذاشت تا به سد برسد.

وقتی به آنجا رسید ، مادرم کاملاً بیهوش بود. »

پسرعموی فربا مجبور شد با نیروهای خود در ورودی فرودگاه ، لیلوما را در آن ایالت ترک کند.

فربه نمی دانست که مادرش از خواب بیدار شده است یا هنوز داروهای نجات بخش خود را همراه خود دارد.

لیلوما باید داروهای رقیق کننده خون مصرف کند و همچنین دیابت دارد. در 12 ساعت بعد ، فربه چیزی نمی شنود ، مطمئن نیست که آیا مادرش موفق شده است سوار هواپیما شود.

لطفاً از مرورگر Chrome برای پخش کننده ویدیو با دسترسی بیشتر استفاده کنید

جشن آخرین خروج نیروهای آمریکایی از کابل توسط طالبان

لیلوما تلفن همراه ندارد بنابراین فربا هیچ راهی برای تماس با او نداشت.

سپس ، Fereba با یک شماره ناشناس تماس گرفت. آن طرف تلفن سید عطایی بود. او در فرودگاه دبی با لیالوما ملاقات کرده بود – آنها هر دو مسافر یک پرواز از کابل بودند و عازم لندن بودند.

سید عطایی با لیلاما 79 ساله در دبی ملاقات کرد و در سفر به انگلستان به او کمک کرد
تصویر:
سید عطایی با لیلاما 79 ساله در دبی ملاقات کرد و در سفر به انگلستان به او کمک کرد

“او همه کارها را برای من انجام داده است ، هر چیزی که لازم بود ، خواه غذا باشد یا نوشیدنی ،” فریبا برای مادرش ترجمه می کند که فقط به زبان دری صحبت می کند.

“او دائماً در حال مراقبت از من بود ، کیف و چمدانم را در دست داشت ، از من مراقبت می کرد. من مدام مدیون او هستم.

“او برای من مثل یک معجزه بود.”

لیلوما برای تشییع جنازه خانوادگی در افغانستان بود
تصویر:
لیلوما برای تشییع جنازه خانوادگی در افغانستان بود

آقای عطایی همچنین می ترسید که پس از سفر به افغانستان برای ملاقات با پدرش که به بیماری کووید -19 مبتلا شده بود ، در افغانستان سرگردان شود.

پدرش پس از اتحاد مجدد آنها فوت کرد. در حال حاضر ، آقای عطایی منتظر بازگشت به خانه به نیوکاسل است تا دوباره همسر و دو فرزند خردسال خود را ببیند.

آقای عطایی نگران بود که پس از سفر به افغانستان برای ملاقات با پدرش که به بیماری کووید -19 مبتلا شده بود ، در افغانستان سرگردان شود.
تصویر:
آقای عطایی می ترسید که پس از سفر به افغانستان برای ملاقات با پدرش که به ویروس کرونا مبتلا شده بود ، در افغانستان سرگردان شود

فربه می گوید کلمات کافی برای توصیف اینکه از آقای عطایی به خاطر مراقبت از مادرش در سفر به خانه سپاسگزار است ، پیدا نمی کند.

او به آقای عطایی می گوید: “من از این پس تا زمانی که بمیرم تمام تلاش خود را می کنم تا محبت ، سخاوت ، عشق و محبت شما را به مادرم جبران کنم.”

اما آقای عطایی می گوید کمک به لیلوما وظیفه او بود.

“ما انسان هستیم ، باید به یکدیگر کمک کنیم. او مانند مادر من است. او اهل افغانستان است.”

آقای عطایی امیدوار است دوستی اش با لیلوما ادامه داشته باشد و خانواده های آنها بتوانند وقت خود را با هم بگذرانند.
تصویر:
آقای عطایی امیدوار است دوستی اش با لیلوما ادامه داشته باشد و خانواده های آنها بتوانند وقت خود را با هم بگذرانند

پادکست روزانه را دنبال کنید پادکست های اپل ، پادکست های Google ، Spotify ، اسپریکر

در دوران قرنطینه هتل ، پس از بازگشت به انگلستان ، آقای عطایی و لیلوما وقتی به آنها اجازه تعطیلات ورزشی داده شد ، به ملاقات و گفتگو ادامه دادند.

آقای عطایی امیدوار است دوستی آنها ادامه یابد و خانواده هایشان بتوانند زمان خود را با هم بگذرانند.

او به فربه می گوید: “من می خواهم خانواده ام را به خانه شما بیاورم و مقدار زیادی غذای افغانی درست کنیم.”

او می پذیرد: “یک جشن.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *