افغانستان: ساعت برای هزاران نفر در حال فرار است تا برای فرار در حالی که طالبان افغان ها را با عصا کتک می زنند | اخبار جهان

هر روز صحنه خارج از اردوگاه تخلیه بریتانیا تغییر می کند ، هر روز بدتر به نظر می رسد و این روز احساس ناامیدی جدیدی به وجود می آید.

در مجموع فکر می کنم هزاران نفر که در بیرون در دمای سوزان صف کشیده اند می دانند که ساعت در حال تیک تاک است که این هواپیما تا کی ادامه خواهد داشت.

هیچ کس آن را نمی گوید ، اما شما می توانید آن را احساس کنید.

در بیشتر این روزهای وحشتناک اشک در چشمانم حلقه زده است.

سربازان انگلیسی در یک کانتینر
تصویر:
سربازان انگلیسی بر روی کانتینرهایی که برای روشن نگه داشتن دروازه محوطه بریتانیا در جاده قرار گرفته اند

جاده باریکی که از محوطه عبور می کند و اغلب تا درهای ورودی با مردم درگیر بود ، اکنون توسط دو کانتینر حمل و نقل مسدود شده است.

این بدان معناست که حداقل یک فضای تنفسی برای سربازان برای تلاش برای پردازش افراد وجود دارد – اگرچه هنوز هم آشفته است.

فراتر از کانتینرها و فراتر از صف چتربازان که پشت سپرهای ضد شورش ایستاده اند ، به سادگی وحشتناک است.

هزاران نفر ، شاید دهها هزار نفر ، تا آنجا که چشم می بیند ، خرد شده اند.

در جبهه ، شبه نظامیان طالبان افغان ها را با عصا کتک زدند.

گروهبان سرگرد داز مک ماهون
تصویر:
گروهبان سرگرد داز مک ماهون می گوید این تجربه برای سربازان انگلیسی سخت بوده است

غیرنظامیان هیچ کاری نمی توانند بکنند و هیچ کار دیگری هم نمی توانند انجام دهند – اما خط را حفظ کنید.

من چیزهای بد زیادی دیده ام ، اما در حال حاضر به چیز بدتری فکر نمی کنم.

به سختی می توان اینقدر ناامید کننده را با کلمات بیان کرد – اما بسیاری از افرادی که از روی سنگر دیده ام نمی گذرند.

گروهبان سرگرد داز مک ماهون پاسپورت یک مرد انگلیسی دارد – او به کانتینرهای حمل و نقل می رود و او را به جلو دعوت می کند.

یک جنگجوی طالب به او اجازه ورود می دهد ، سرگرد گروهبان پاسپورت ها را پس می دهد و به او می گوید منتظر باش.

کانتینرها برای روشن نگه داشتن دروازه محوطه بریتانیا در جاده ها قرار داده شده اند ، آنها سعی می کنند مردم را از راه دور عبور دهند و حتی دارندگان گذرنامه انگلیسی منتظر نوبت خود هستند.

تمام وقت سربازان برای تقویت دیوار انسانی فراتر از آن فراخوانده می شوند.

در این طرف ظروف ، بهتر است ، اما نه چندان زیاد. باز هم ، هزاران نفر با ادامه روند شناسایی به قتل رسیدند.

در خارج از محوطه ، سربازان انگلیسی و آمریکایی در حال حاضر با هم تلاش می کنند تا کشورهایی را که افراد تخلیه شده باید به آنجا بروند متمایز کنند.

این سازمان یافته است ، اما افراد زیادی وجود دارد ، این یک کار تقریبا غیرممکن است. از سرگرد مک ماهون پرسیدم که آیا تمام این تجربه برای مردانش سخت بوده است ، او نفس عمیقی می کشد ، سرش را تکان می دهد و می گوید بله.

من به او گفتم که به نظر می رسد جزر و مد دارد ، گاهی اوقات آرام است ، بیشتر اوقات همه گیر است.

او پاسخ داد: “اغلب آرام است اما بعد از آن بسیار گرم می شود و افرادی که بیشترین دردسر را ایجاد می کنند و جمعیت را برانگیخته اند احتمالاً کسانی هستند که کاغذبازی مناسبی ندارند.”

“ما برای همیشه اینجا نخواهیم بود.”

اسپنسر
تصویر:
مردی که گفت پنج سال برای آمریکایی ها کار می کرد مدعی شد به دنبال یک تماس نظامی به نام اسپنسر است

در میان جمعیت ، ما یک مرد افغان را می بینیم که بنری با نام “اسپنسر” روی دست دارد. از او پرسیدم اسپنسر کیست؟

او گفت که پنج سال برای آمریکایی ها کار کرده است و “اسپنسر” تماس نظامی است که برای او ضمانت کرده است.

او به ما گفت که به دنبال اسپنسر است ، اما مطمئن نیست که اسپنسر آمده است – یا هرگز خواهد آمد.

او گفت: “اسپنسر کسی است که قرار است به اینجا بیاید و به ما کمک کند. ما در تماس بوده ایم … اما این دیوانه کننده است ، هیچ کس کمک نمی کند و من نمی دانم-اگر این روند ادامه پیدا کند ، هیچ کس کمک بگیرید ، ما از دولت می خواهیم که این مشکل را برطرف کند. “

عزیزم
تصویر:
ما در حال مشاهده سربازان بریتانیایی هستیم که متوجه می شوند نوزاد در خطر است ، آنها کنترل را در دست می گیرند

داغ است ، بسیار داغ است. هرجا که نگاه کنید زنان و کودکان هستند. ما در حال مشاهده سربازان بریتانیایی هستیم که متوجه می شوند نوزاد در خطر است ، آنها کنترل را در دست می گیرند.

با یک خانواده در حال حرکت آنها به محوطه بریتانیا راه می یابند.

اینها سربازان رزمی هستند که به یاد دارند ، اما آنها همچنین به اتفاقات مردم اینجا اهمیت می دهند.

بر فراز جمعیت انبوه شدگان ، هواپیمای ترابری دیگری بلند می شود. صدا کر کننده است ، همه به بالا نگاه می کنند.

این همان چیزی است که آنها اینجا هستند – پرواز به ایمنی.

و در میان همه اینها ، گاهی اوقات ، فقط گاهی اوقات ، شادی را مشاهده می کنید.

وحید زاهد و خانواده اش به انگلیس می روند
تصویر:
وحید زاهد و خانواده اش به انگلیس می روند

وحید زاهد و خانواده اش به انگلیس می روند – توافق شده است.

او مترجم نظامی بریتانیایی در استان هیرمند بود و به ما می گوید که شب گذشته با او تماس گرفته است. او مستقیماً با همسر و فرزندانش به فرودگاه آمد.

او به ما گفت این روز شادی برای او و خانواده اش است.

او گفت: “من قصد دارم به بریتانیا بروم ، این اولین سفر من به بریتانیا است.”

او در توصیف صحنه های فراتر از ظروف به من گفت: “این بسیار ترسناک بود ، مانند” سرزمین زامبی ها “.

او نمی تواند منتظر رسیدن به بریتانیا باشد و می خواهد فرزندانش مهندس و پزشک شوند تا “به مردم افغانستان و همچنین انگلیسی ها خدمت کنند”.

زمان برای تخلیه در حال تمام شدن است هیچ شکی در آن وجود ندارد – این فقط به این بستگی دارد که چه مدت است.

هرکسی که باید برود نمی رود. اکثریت در خیابان های خارج از سد کانتینری چنین نمی کنند.

خیلی زود آنها خود به خود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *