فهرست بستن

‘این قتل عام بود. آنچه را دیدم فراموش نخواهم کرد ‘: روزنامه نگار آسمان در مورد اولین کانون COVID در اروپا تأمل می کند | اخبار جهان

یک سال پیش ، استوارت رامسی در حالی که به همراه خدمه اش در بیمارستان ها در مرکز شیوع ویروس کرونا در دنیا فیلمبرداری می کرد ، در “هر بدترین کابوسی که تصور می کردیم” قدم زد.

او آن روز را به یاد می آورد که حاوی شرح رنجهایی است که برخی ممکن است ناراحت کننده باشد.

طلوع یک صبح سرد مارس در میلان بود – به طور دقیق 19 مارس.

من با درد مات در بازوی چپ بیدار شدم. فکر می کنم در یک خواب ناگهانی ناخوشایند روی دستم خوابیده بودم.

من دوش گرفتم و سپس با تیم دیدار کردم و ما شروع به بارگیری وسایل خود در ون خود کردیم.

لطفاً از مرورگر Chrome برای پخش کننده ویدیوی با دسترسی بیشتر استفاده کنید

گزارش برنده جایزه استوارت رامسی در مارس 2020

هیچکس چیز زیادی نگفت.

ما در حال رفتن به برگامو و کرمونا در شمال بودیم ایتالیایی استان لومباردی.

ما برای مصدومیت بیشتر به بیمارستان های دنیا می رفتیم کووید -19. ما نمی دانستیم غیر از یک روز عظیم کار چه انتظاری باید داشته باشیم.

من به Garwen Mcluckie ، فیلمبردار و دوست چند ساله ام نگاه کردم ، زیرا او قطعه آخر کیت را به داخل صندوق عقب هل داد.

“بنابراین ، ما می خواهیم به بیمارستان آسیب دیده ، در شهر آسیب دیده ، در استان آسیب دیده ، در کشور آسیب دیده در جهان ، همسر – احساس شما چیست؟”

او به من نگاه کرد. او همیشه پوزخند می زند. او نبود

ما راه افتادیم و نمی دانیم چه انتظاری داشته باشیم.

رامسی VT
تصویر:
تیم Sky News با لباس محافظ در Cremona

قرار ملاقات ما با برگامو 24 ساعت زودتر بعد از یک سری جلسات با مقامات تعیین شده بود که منجر به اجازه ورود به بیمارستانهای مرکز طوفان COVID شد.

روز قبل یک کار آماده سازی بدون وقفه بود.

به غیر از تعداد انگشت شماری ، هیچ کس نمی دانست ما در لومباردی هستیم.

افرادی که می دانستند پر از رزرو بودند.

تهیه کننده من ، دومنیک ون هیردن ، روز را صرف نوشتن فرم های ارزیابی خطر اجباری و آماده سازی ما برای آخرین تماس تلفنی با روسا کرده بود.

در روزنامه نگاری مدرن هیچ ترفندی وجود ندارد. اگر می خواهید یک داستان با خطر انجام دهید باید توضیح دهید که چه می کنید ، چه برنامه ای دارید و چه پروتکل های ایمنی موجود است.

ما آموزش دیده بودیم ، تجهیزات لازم را داشتیم ، مجوزها را داشتیم – و می دانستیم که این داستان باید انجام شود.

به بیمارستان رسیدیم.

Papa Giovanni XXIII باشکوه است. من آن زمان آن را گفتم ، و اکنون نیز آن را می گویم: این بهترین بیمارستانی است که تاکنون در آن بوده ام.

رئیس رسانه در ورودی پشتی کارمندان با ما روبرو شد. او ما را آنجا نمی خواست.

ما الان با هم دوست هستیم. اما در آن زمان او در شوک بود. ما در آن زمان نمی فهمیدیم چرا.

برگامو کانون جدید اپیدمی است
تصویر:
برگامو مرکز جهانی اپیدمی بود

Vanna Toninelli ما را به داخل مجموعه وسیع مدرن هدایت کرد. در واقع خالی بود. بیمارستان به جز موارد COVID-19 بسته بود.

ما برای آماده سازی خود و پوشیدن تجهیزات محافظتی خود وقت خواستیم.

هنگام لباس پوشیدن دستانم لرزید.

وانا سپس ما را از طریق بیمارستان به سمت بخش تصادف و اورژانس طی کرد.

وارد اتاق انتظار شدیم.

آنجا پر از مردمی بود که روی صندلی های شیشه ای نشسته بودند ، افرادی که روی صندلی نشسته بودند ، افرادی که روی صندلی خوابیده بودند و همه آنها برای نفس کشیدن تلاش می کردند.

ما شروع به فیلمبرداری کردیم – گاروان در اولین بیمار و پرستاری که او دید ، دومینیک از هم جدا شد و از یک ردیف دیگر از مردم فیلمبرداری کرد. کمتر از یک ساعت داخل بودیم.

وانا با من تماس گرفت و من را به دکتر روبرتو کوزنتینی ، رئیس پذیرش اورژانس معرفی کرد.

به نظر می رسید او تقریباً برای شخص دیگری غیر از کارمندانش راحت است که شاهد اتفاقات است.

او به من گفت: “من باید چیزهایی را به تو نشان دهم ، استوارت ، تا بتوانی درک کنی.”

من با وسایل محافظ ناشناخته تمام بدنم گفتم: “دکتر ، من به تیمم نیاز دارم که از این طریق کار کند. ما هرگز چنین چیزی ندیده ایم.”

او گفت: “خوب ، استوارت ، وقتت را بگذار ، من می فهمم.”

کادر پزشکی در اطراف یک بیمار جمع می شوند
تصویر:
کادر پزشکی در اطراف یک بیمار جمع می شوند

آنچه ما می دیدیم هر بدترین کابوسی بود که تصور می کردیم. مثل یک فیلم بود. و این درست در مقابل چشمان من اتفاق می افتاد.

ما در بخش مراقبتهای ویژه نبودیم ، در بیمارستان نبودیم ، در راهروهایی بودیم که به بخشهای اورژانس منتهی می شدند. قتل عام بود

آنچه را که دیدم فراموش نمی کنم.

اما بیشتر ، خیلی بیشتر ، اولین افکارم را به وضوح به خاطر می آورم: “خدای من ، ما در انگلیس خرد خواهیم شد. خانواده من و هر کسی که می دانم خرد خواهد شد. ما باید به همه بگوییم. ما باید نشان دهیم همه ، اکنون “.

ما احتمالاً حدود یک ساعت فیلمبرداری کردیم.

هر لحظه با من باقی می ماند ، در حالی که مردم در آخرین تشنج زندگی و کارمندان را با نگاهی چشم بسته از ناباوری که سعی در نجات جان مردم دارند و سعی در کنترل وحشت خود دارند ، تماشا می کنیم.

رامسی VT
تصویر:
رامسی می گوید آنچه او شاهد بود “هر بدترین کابوسی که تصور می کردیم”

ما از وسایل محافظتی خود را ترک کردیم و لباس خود را درآوردیم

تهیه کننده ایتالیایی ما سیمون باگلیوو که بیرون منتظر مانده بود ، از حال ما پرسید.

هیچ یک از ما چیز زیادی نگفتیم. ما هنوز در حال پردازش آن بودیم – و همه چیز مربوط به گزارشی بود که باید ارائه دهیم. اما به طور باورنکردنی قرار ملاقات دیگری در ICU در بیمارستان کرمونا داشتیم.

به طور معمول من آن را صدا می کردم و می گفتم: ما گزارش را داریم ، بیایید بیرون بیاوریم و آن را بایگانی کنیم.

اما دومینیک متمرکز شد و گفت ما باید این کار را انجام دهیم و می توانیم این کار را انجام دهیم و هنوز به موقع بایگانی کنیم. ما نمی توانستیم بیمارستان دوم را پایین بیاوریم.

ما یک ساعت رانندگی کردیم و به کرمونا رسیدیم.

دوباره لباس پوشیدیم و وارد ICU شدیم.

اکنون مشاهده گزارش از داخل بیمارستانهایی که بیماران COVID-19 را معالجه می کنند غیرمعمول نیست – اما در آن زمان هیچ یک از این موارد توسط شخصی مشاهده نشده بود.

پرسنل بیمارستان با فشار دادن یک دستگاه جرثقیل حامل مردی روی دستگاه تنفس سیار
تصویر:
پرسنل بیمارستان با فشار دادن یک دستگاه جرثقیل حامل مردی روی دستگاه تنفس سیار

صد سال است که هیچ بیماری همه گیری ای کشورهای جهان اول را با چنین تأثیرات ناگوار درگیر خود نکرده است.

کارمندان داخل آن کاملاً خسته و فرسوده بودند.

افرادی که می خواستند آنها را نجات دهند ، ساعت به ساعت می مردند.

این مکان پیچ و خم بیمارانی بود که روی دستگاه تنفس در حالی که برای زنده نگه داشتن آنها تلاش می کردند ، واژگون می شد.

آنها واقعاً نمی دانستند چه چیزی م wouldثر است یا نخواهد بود. آنها همه چیز را امتحان می کردند.

ما با یک جراح مغز و اعصاب ، دکتر امانوئلا کاتناچی مصاحبه کردیم ، که برای کمک به ICU تصمیم گرفته شده است.

او مصاحبه درخشانی بود و ما کارمان را تمام کردیم. سپس او مرا کنار کشید.

زمزمه کرد: “می خواهم چیز دیگری بگویم.”

من ، البته ، گفتم بله ، این چیست؟

“شما باید درک کنید ، بدترین قسمت برای ما این است که همه به تنهایی می میرند. آیا می فهمید؟”

مثل صاعقه مرا زد. البته. هیچ کس نمی تواند بیاید و نزدیکان خود را ببیند.

کارگران پزشکی با استفاده از ماسک و لباس محافظ در یک بیمارستان در کرمونا ، ایتالیا
تصویر:
کارگران پزشکی با ماسک و لباس محافظ در بیمارستانی در کرمونا ایتالیا

همه به تنهایی می میرند.

اشک چشمانش را پر کرده بود و من می خواستم او را در آغوش بگیرم ، اما نتوانستم.

با برداشتن وسایل خود دوباره جمع شدیم.

هیچکس چیز زیادی نگفت. روزی مثل آن بود.

ما با ماشین به میلان رفتیم و اولین گزارش خود را برای اخبار عصر همان روز ارائه کردیم.

پیام از ایتالیا ارسال شد.

اکنون بیشتر اروپا با موج دیگری از ویروس روبرو است.

اعداد در ایتالیا حتی بیشتر از آن زمان نگران کننده هستند.

انتشار واکسن در بیشتر اروپا به خوبی پیش نمی رود.

یک سال بعد ، این را در یک صبح سرد به همان اندازه سرد می نویسم ، و در بازوی چپم درد گرفته است. اما الان فرق کرده است.

دیشب خوب خوابیدم. درد من واکسن من است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *